الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
270
الغدير ( فارسى )
سمند تيزگام به ميدان دواند در « وصف » باشد يا « مدح » ، بخت آن كسى فيروز باشد كه در « گروبندى » نام او بر زبان راند . و اگر بسان دبيران و منشيان خامه بر دست گيرد ، نثر شيوايش چون لؤلؤ شاهوار است كه بر عروس بخت نثار كند ، يا دانههاى شبنمى كه بر چهرهء گل نشاند . به جان خودم سوگند ، شهر بغداد از وجودش خرمى گرفت كه او را در دامن خود بپرورد : از پستان دجلهاش شير داد و از نسيم روحپرور خود ، مشام جانش را معطر ساخت . شعر زيبايش ، چندان از آب دجله نوشيد كه گوارا شد و چندان غوطه خورد كه پاك و تابناك برآمد . هرگاه گلزار كمالات و فضايلش به جلوه آيد ، بغداد با آن خرمى و نشاط ، به گشت و گذار شود و در گرماى نيمروز به نسيم جانفزايش پناه برد . « 1 » 6 - رفاعى مىنويسد : شريف رضى ، سرآمد شاعران قريش است ، از اينرو كه شاعر خوشگفتار قريش ، فراوان نسروده و آن كه فراوان سروده ، خوشگفتار نبوده ، اما شريف رضى ميان اين دو فضيلت جمع كرده است . علاوه بر اين ، مردى پارسا ، باتقوا ، عادل و دادگستر بود و ابهتى عظيم در دلها داشت . « 2 » القاب و مناصب او بهاء الدوله در سال 388 ، سرورمان سيد رضى را با لقب شريف اجل ، و در سال 392 با لقب ذو المنقبتين و در سال 398 « 3 » با لقب رضى ذو الحسبين تشريف داد و در سال 401 دستور داد كه در حضورش او را با عنوان شريف اجل خطاب كنند و نامههاى رسمى خطاب به او را با همين عنوان مزين سازند . البته ، مناصب و كارگزاريها ، در دوران سرورمان شريف رضى ، فراوان و متعدد بوده است ، از جمله : وزارت ، شامل وزير رسمى و وزير مختار ؛ استاندارى عام و خاص ؛ استاندارى عام با دستور و انتخاب از مركز خلافت ، يا در اثر غلبه و استيلا و رسميت يافتن اضطرارى از جانب مركز ؛ فرماندهى لشكر ، آن هم به دو صورت : تنها ادارهء امور
--> ( 1 ) . دمية القصر 69 . ( 2 ) . صحاح الاخبار 61 . ( 3 ) . در البداية و النهاية : 11 / 335 ، سال 396 آمده است .